فناء فی الله(28)

«اللهمّ و انطقنی بالهدی و الهمنی التّقوی و وفقنی للّتی هی ازکی و استعملنی بما هو ارضی»(1)
«خدایا مرا بر اساس هدایت به سخن درآر ، و تقوا را به من الهام کن ، و مرا به آنچه خالص ترین و زیبا ترین است موفق بدار ، و مرا به آنچه خشنود کننده ترین است در کار بدار!»
دراین فراز از دعا،حضرت سجّاد(ع)فعل های امری: «انطق» ، «الهم» و«استعمل»را در رابطه با خویش به کار برده است که جملگی افاده معنای «فناء فی الله» می کنند.زیرا در هر سه مورد حضرت(ع) از خویش سلب اراده و اختیار کرده و اراده و اختیار خود را به خدای تعالی واگذار کرده و خود را به طور کامل در اختیار خدا قرار داده است.از خدای تعالی خواسته است تا از دهان او سخن بگوید و با اعضا و جوارح او به کار و عمل بپردازد.به جای آنکه خود را در کسب و رعایت تقوا موثّر ببیند از خدای تعالی می خواهد تا تقوا را به او الهام کند. تقوا یک عدد قرص نیست تا بتوان با خوردن آن تبدیل به شخصی با تقوا شد.در لحظه به لحظه زندگی و دم به دم آن ، حوادث و رویدادهایی ریز و درشت پیش می آید که انسان متدیّن باید در مواجهه با آن ها از روی تقوا تصمیم بگیرد و سخن بگوید و عمل کند.به همین جهت ، حضرت از خدای تعالی درخواست می کند تا تقوا را به او الهام کند و به خود اعتمادی ندارد.برای الهام گرفتن از خدای تعالی باید خود را در اختیار او نهاد و کاملا بی اراده و بی اختیار بود که این حالت همان «فناء فی الله» است که منتهای آرزوی فقیران و سالکان الی الله و صوفیان صافی مشرب است.
بنا بر این تقاضاهای حضرت(ع) از خدای تعالی در فراز بالا ، در حقیقت ، تقاضای مقام «فناء فی الله» است.
           --------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای20
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

دین نوری و شهودی(29) - علم شهودی(8) ، مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بی

«اللهمّ واعمم بذلک من ... عاداه لک بحقیقة العبودیّة و استظهر بک علیه فی معرفة العلوم الرّبّانیّة»(1)
 
«خدایا و به سبب آن ، کسی را که ... بخاطر تو بر اساس حقیقت بندگی ، با خودش مخالفت کرده و از تو بر علیه خودش در زمینه معرفت نسبت به علوم ربّانی یاری طلبیده است.»


در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه های: «حقیقت» و «معرفت» را که از اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف است به کار برده اند.سخن از «حقیقت عبودیّت و بندگی» که در اینجا به وسیله حضرت(ع) مطرح شده است از محورهای اصلی آموزه های صوفیانه است.
همچنین اعتقاد به «علوم ربّانی و شهودی و نوری» در برابر علوم اکتسابی و عقلانی و ذهنی و مدرسه ای از اعتقادات و آموزه های بنیادی مکتب تصوّف است که در اینجا حضرت(ع) با درخواست چنین علمی از درگاه الهی به تایید و تصدیق این آموزه صوفیّه پرداخته است.نکته ای که در این مورد ، حایز اهمیّت است این است که حضرت(ع) از دریافت «معرفت» نسبت به اینگونه علوم سخن رانده اند.«معرفت» ، امری قلبی است که از راه قلب و از راه باطن به دست می آید.درست به همین دلیل ، آنچه در بازار دانشگاه و حوزه به نام «معرفت» عرضه می شود «معرفت» نیست ، صورت ذهنی یا مکتوب و بی مسمّایی از آن است.زیرا «معرفت» از راه قلب حاصل می شود و آنچه از راه ذهن به دست می آید اگر چه تحصیل معارف قرآنی و معارف اهل بیت(ع) و صوفیّه عظام باشد تحصیل ذهنی و عقلی آن چیزی است که رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) و صوفیّه از راه قلب به دست آورده اند.
پس آنچه در حوزه و دانشگاه تدریس و تحصیل می شود ، علوم ذهنی و عقلی و انسانی و اکتسابی است که اصلا از دیدگاه قرآن و اهل بیت(ع) محلّی از اعراب ندارد و اصلا مورد تایید ایشان نیست و علمی که مورد نظر قرآن و ایشان است همان علمی است که صوفیّه از آن دم می زنند ؛ یعنی «علم نوری و شهودی و ربّانی.»
«علم ربّانی» علمی است که با قرار گرفتن سالک ، تحت ولایت یک ربّ ، یک مربّی و یک ولیّ الهی که مظهر اسم «ربّ» است از راه قلب او به قلب وی افاضه می شود.سینه به سینه منتقل می شود.از سینه ولیّ مظهر اسم «ربّ» به سینه سوخته سالک دردمند.
              --------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای17  
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(77) - حجاب(7)

«الرّوح الّذی هو علی ملائکة الحجب»(1)
«آن روحی که بر فرشتگان حجاب ها مسلّط است(بر همه درود بفرست)»
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه: «حجب» را که جمع مکسّر «حجاب» است به کار برده اند.چون فرشتگان ، از عالم نور بوده و موجودات نوری هستند بنابراین منظور از این «حجاب» ها نیز «حجاب» های نوری و نورانی است.پیش از این گفته ایم که حجاب هایی که مانع از تابش نور الهی بر قلب می شوند دو دسته اند: 
1.«حجاب» های ظلمانی که مانع تابش اصل نور به قلب می شوند.
2.«حجاب» های نوری یا نورانی که مانع تابش نور کامل تر از خود به قلب می شوند.
پس صوفیّه این اصطلاح خود را نیز از اهل بیت(ع)گرفته اند.
            -------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای3
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

فناء فی الله(22) ، مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(67) -

«لا یعمّر فی الدّنیا من کره لقآءک»(1)
 
«کسی که از ملاقات و دیدار با تو بیزار است ، عمرش طولانی مباد!»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت(ع) ترکیب اضافی: «لقاءک» به مفهوم: «لقاء الله» را که از اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف است به کار برده اند.
پیش از این نیز گفته ایم که ملاقات با خدا چه از سمت اسماء جمالیّه که مخصوص مومنان و سالکان الی الله است ، و چه از سوی اسماء جلالیّه که ویژه کافران و مشرکان و متوهّمان ایمان است فقط با رویکرد «فناء» قابل توجیه و قبول و پذیرش است. زیرا تنها این نوع از ملاقات و دیدار است که یک دیدار کیفی است و هر گونه ملاقات و دیدار دیگری که تصوّر شود یک ملاقات و دیدار کمّی است که از ساحت قدس الهی به دور است.
حضرت(ع) در این فراز از دعا ، منکران «لقاء الله»و مقامات «فنا» را که در حقیقت ، مخالفان صوفیّه و مکتب تصوّف و مخالفان آموزه های این مکتب از جمله آموزه: «لقاء الله» و «فناء فی الله» هستند را نفرین و به عبارت دیگر ، موافقان با آن را دعا کرده اند.
             -------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/حضرت سجّاد(ع)/دعای52
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

فناء فی الله(21)

«بحقّ من انتجبت من خلقک و بمن اصطفیته لنفسک بحقّ من اخترت من بریّتک و من اجتبیت لشانک بحقّ من وصلت طاعته بطاعتک و من جعلت معصیته کمعصیتک بحقّ من قرنت موالاته بموالاتک و من نطت معاداته بمعاداتک»(1)
 
«به حقّ کسی که از میان مردم برگزیده ای و به حقّ کسی که برای خودت انتخابش کرده ای ، به حقّ کسی که از میان آفریدگان اختیار کرده ای و کسی که برای شأن خویش گلچین کرده ای.به حقّ کسی که اطاعت از او را به اطاعت از خویش پیوند داده ای و کسی که نافرمانی از او را به مثابه نافرمانی از خودت قرار داده ای.به حقّ کسی که دوستی و پیوستگی با او را به دوستی وپیوستگی باخودت ارتباط داده ای ویکی کرده ای و کسی که دشمنی با اورابه دشمنی باخودت مربوط کرده ای »
 
 
مفاد این فراز از دعای حضرت سجّاد(ع) به تمامی بیانگر مقام «فناء فی الله» است.نکاتی در متن دعاموجود است که این مدّعا را به اثبات می رساند:
1.در عبارت: «من اصطفیته لنفسک» به معنای: «کسی که او را برای خودت برگزیده ای» ، «نفس» معادل با وجود حضرت حقّ است که این وجود بر اساس آیه شریفه: «الله نور السّماوات و الارض»(2) «نور»است.نوردارای مراتبی است که آخرین و عالی ترین مرتبه آن ، نور ذات الهی است که نوری سیاه رنگ است به نشانه آنکه ذات الهی قابل شهود به وسیله غیر نیست و باید به چشم خود خدا شهود شود.ضمیر مخاطب: «ک» نیز اشاره به ذات الهی دارد.پس اسم موصول: «من» در عبارت بالا اشاره به کسی دارد که حقّ تعالی او را برای مراتب «نوری» خود و برای آخرین و عالی ترین مرتبه آن که «نور ذات» است برگزیده است.دستیابی به مراتب نور جز با حالت «فناء فی الله» امکان پذیر نیست و تصوّر هر حالت دیگری منجر به کفر و شرک می شود.«فاعتبروا یا اولی الابصار»(3) ، «پس درس بگیرید ای صاحبان بینش»
2.ترکیب اضافی«شأنک»درعبارت:«من اجتبیت لشأنک» نیز بیانگر مقام «فناء فی الله» است.بنا به تعریف راغب اصفهانی در المفردات ، «شأن» به معنای احوال و امور بزرگ است.(4) در لسان العرب نیز اینگونه معنا شده است: « شأن: الشَّأْنُ: الخَطْبُ والأَمْرُ والحال، وجمعه شُؤونٌ وشِئانٌ؛ عَنِ ابْنِ جِنِّی عَنْ أَبی عَلِیٍّ الْفَارِسِیِّ. وَفِی التَّنْزِیلِ الْعَزِیزِ: کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ
قَالَ الْمُفَسِّرُونَ: مِنْ شأْنه أَن یُعِزَّ ذَلِیلًا ویُذِلَّ عَزِیزًا، ویُغْنیَ فَقِیرًا ویُفْقر غَنِیًّا، وَلَا یَشْغَلُه شَأْنٌ عَنْ شأْنٍ، سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی  (5)
 که همان مفاد متن نقل شده از مفردات راغب را دارد به اضافه آنکه با نقل آیه شریفه: «کلّ یوم هو فی شأن»(6.) ، «هر لحظه او در حالی و کاری است» تفسیر مفسّران از این آیه را اینچنین گزارش می کند: «از احوال او یکی این است که ذلیل را عزیز و عزیز را ذلیل ، غنی را فقیر و فقیر را غنی می کند و هیچ حال و کاری او - سبحانه و تعالی - را از حال و کار دیگری باز نمی دارد.»
پس عبارت: «من اجتبیت لشأنک» بر کسی دلالت می کند که باید به نمایندگی از خدا به شئونات الهی بپردازد.یعنی او باید مظهر:«کلّ یوم هو فی شأن»ومظهر:«لا یشغله شأن عن شأن» باشد و این جز با پذیرش مقام «فناء فی الله» قابل تصوّر و تصدیق نیست.ضمن آنکه ضمیر مخاطب: «ک» در ترکیب اضافی:«شأنک» دلالت برذات الهی می کند.بنابراین «شأنک» دلالت بر شأن ذات می کند و شأن ذات در حالت تجرّد از اسماء و صفات ، مقام احدیّت است.پس در این صورت عبارت: «من اجتبیت لشأنک» بر کسی دلالت می کند که مظهر احدیّت ذات و مظهر «قل هو الله احد» است و شأن آن در حال تعیّن اسماء و صفات از آن ، مقام واحدیّت است که اوّلین تعیّن ذات است و در این صورت عبارت: «من اجتبیت لشأنک» بر کسی دلالت می کند که مظهر واحدیّت ذات و مظهر همه اسماء و صفات الهی و مظهر «و الهکم اله واحد لا اله الّا هو الرّحمن الرّحیم» است. و این هر دو ، منطبق بر مقام «فناء ذاتی فی الله» یا «فناء مطلق فی ذات الله» است.
3.به کار بردن واژه های: «طاعت» و «معصیت» در موافقت و مخالفت با کسی جز خدا نیز بر مقام «فناء فی الله» آن کس دلالت می کند.زیرا این ها واژه هایی هستند که در حوزه دین منحصرا برای خدای تعالی به کار می روند.
4.اگر دوستی و پیوستگی با کسی دوستی و پیوستگی با خدا و دشمنی با کسی دشمنی با خدا محسوب شود این به آن معنا است که این کس به یگانگی با خدا در افعال و صفات و اسماء و ذات دست یافته است و این نیز بر مراتب مختلف «فناء فی الله» به ویژه «فناء ذاتی» دلالت می کند.
           ----------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
2.نور/35
3.حشر/2
4.المفردات/راغب اصفهانی/ج1/ص271 
5.لسان العرب/ابن منظور/ج13/ص230
6.رحمن/29
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(58) - طلب(2) ، مولا(1)

«اللهمّ من تهیّأ ... و استعدّ لوفادة الی مخلوق رجآء رفده و نوافله و طلب نبله و جائزته فالیک یا مولای کانت الیوم تهیئتی ... و استعدادی رجآء عفوک و رفدک و طلب نیلک و جآئزتک»(1)
 
«خدایا هر کس که حاضر و ... و آماده است تا به امید پیشکش و هدایا و طلب بزرگواری و پاداش کسی نزد او برود ، پس ای مولای من ، امروز ، من حاضر و ... و آماده ام تا به امید بخشش و پیشکش و طلب بزرگواری و پاداش تو نزد تو بیایم.»


در این فراز شریف از دعا ، حضرت سجّاد(ع) دو بار واژه: «طلب» و یکبار واژه: «مولا» را به کار برده اند که از آن دو واژه «طلب» یکی خطاب به خدا و در معنای صوفیانه آن به کار رفته است.واژه: «مولا» نیز در معنای صوفیانه آن به کار رفته است.هر دو واژه: «طلب» و «مولا» از مفاهیم و اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف هستند.
        --------------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای48
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

دین نوری و شهودی(23)

«اشرب قلبی عند ذهول العقول طاعتک»(1)
«به گاه سرگشتگی و حیرانی عقل ها قلبم را از اطاعت از خودت سیراب کن!»
همانطور که پیش از این گفته ایم ، «دین صوری» که دین رایج در جامعه است مبتنی بر تفکر عقلی و انسانی است.اما «دین نوری و شهودی» صوفیّه مبتنی بر دریافت «حقیقت» از راه «اطاعت و ذکر قلبی» است.در دین صوری ، اطاعت به تن تعلق می گیرد و در همان جا متوقّف می شود.اما در «دین نوری و شهودی» پس از آنکه اطاعت به تن و اعضا و جوارح تعلّق گرفت با حفظ اطاعت در این مرحله ، از آن عبور کرده و به «قلب» راه می یابد.در «دین صوری» فقط حقّ تن و اعضا و جوارح ادا می شود.اما در «دین نوری و شهودی» هم حقّ تن و اعضا وجوارح و هم حقّ«قلب»ادا می شود.همانگونه که امام(ع) اشاره کرده اند در بسیاری از مراحل بندگی ، عقل سرگشته و حیران می شود و راه را گم می کند و به بیراهه می رود.اما «قلب»هر گز راه را گم نمی کند وبه بیراهه نمی رود. به همین جهت ، امام(ع) سرگشتگی و حیرانی را به عقل نسبت می دهند اما به «قلب» نسبت نمی دهند.زیرا عقل ، ابزاری در دست انسان جایز الخطا است اما «قلب» ابزاری در دست خدای ممتنع الخطا.
بنابراین،ازاین کلام نورانی حضرت سجّاد(ع)صحّت و درستی مکتب تصوّف که «دین نوری و شهودی» است و سالک را از راه «قلب» به سوی خدا می برد و نادرستی «دین صوری» و رایج در جامعه که سعی دارد از راه عقل و تفکرات عقلانی و انسانی ، پیروان خود را به سوی خدا ببرد اما موفّق نمی شود روشن می شود. 
           ---------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱

فناء فی الله(17)

«شوّقنی لقآءک»(1)
 
«مرا مشتاق دیدار خودت کن.»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) از خدای تعالی شوق به لقاء و دیدار او را از او طلبیده اند.همانطور که پیش از این گفتیم این لقاء و دیدار با چشم سر نیست با چشم سرّ است.با چشم قلب و چشم دل است.نکته دیگر اینکه این دیدار و لقاء به نحو دیدار دو موجود جدا و مستقل از هم نیز نیست.زیرا در این صورت ، توهّم استقلال در وجود برای موجودی غیر از خدا پیش می آید که این نیز با توحید ناب قرآنی نمی خواند.پس تنها یک حالت باقی می ماند و آن هم ملاقات و دیدار بنده با مولای خود در حالت «فناء» است.حالتی که در آن ، بنده با از دست دادن تدریجی هستی مجازی خود فانی در افعال و صفات و اسماء و ذات الهی می شود و با چشم خود خدا به ملاقات و دیدار با خدا نایل می شود.پس حضرت(ع) در حقیقت ، شوق نیل به مقامات «فناء» را از خدای تعالی درخواست می کند و می طلبد.
         ------------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(49) - فقر(3)

«زدنی الیک فاقة و فقرا»(1)
 
«بر نیازمندی و فقر من به خودت بیفزای.»
 
 
در این فراز شریف از دعا ، حضرت(ع) واژه: «فقر» را که معادل قرآنی واژه: «درویشی» در زبان پارسی است به کار برده اند.منظور از «فقر» در کلام حضرت(ع) فقر مالی نیست. زیرا این با جهان بینی حضرت که همیشه از خدای تعالی عافیّت می طلبند نمی خواند.منظور از این «فقر» ، «فقر ذاتی»در برابرغنای ذاتی حضرت حقّ است.حضرت(ع) از خدای تعالی معرفت روز افزون نسبت به «فقر ذاتی» خود در برابر غنای ذاتی او را می طلبد.
          -----------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(48) - محبّت(9)

«و لا تمنحنی بما لا طاقة لی به فتهبظنی (ممّا) یحمّلنیه من فضل محبّتک»(1)
«به خاطر محبّت سرشارت ، در میان چیزهایی که بر من تحمیل می کنی ، چیزی را که تاب تحمّل آن را ندارم به من عطا نکن که در این صورت بر من فشار می آوری.»
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه: «محبّت» را که از اصطلاحات مهم مکتب تصوّف است به کار برده اند.
           ----------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/حضرت سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱