مفاهیم و اصلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(77) - حجاب(7)

«الرّوح الّذی هو علی ملائکة الحجب»(1)
«آن روحی که بر فرشتگان حجاب ها مسلّط است(بر همه درود بفرست)»
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه: «حجب» را که جمع مکسّر «حجاب» است به کار برده اند.چون فرشتگان ، از عالم نور بوده و موجودات نوری هستند بنابراین منظور از این «حجاب» ها نیز «حجاب» های نوری و نورانی است.پیش از این گفته ایم که حجاب هایی که مانع از تابش نور الهی بر قلب می شوند دو دسته اند: 
1.«حجاب» های ظلمانی که مانع تابش اصل نور به قلب می شوند.
2.«حجاب» های نوری یا نورانی که مانع تابش نور کامل تر از خود به قلب می شوند.
پس صوفیّه این اصطلاح خود را نیز از اهل بیت(ع)گرفته اند.
            -------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای3
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(72) - محبّت(12)

«اسئلک عملا تحبّ به من عمل به»(1)
 
«از تو عملی را خواهش و گدایی می کنم که عمل کننده به آن را به واسطه عمل به آن دوست می داری.»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت(ع) واژه: «تحبّ» را که هم خانواده با «محبّت» است به کار برده اند و نشان داده اند که در حوزه دین ، حرکت بر مدار عشق و محبّت نسبت به ذات الهی را می پسندند و این روش دینداری و دین ورزی صوفیّه است.
            --------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای54
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(69) - بیعت ولوی(2)

«توحّدنی بما تتوحّد به من وفی بعهدک»(1)
 
«مرا بر اساس آنچه وفا کنندگان به عهدت را به وسیله آن از اهل توحید قرار می دهی از اهل توحید قرار بده!»
 
 
در این فراز از دعا ، عبارت: «من وفی بعهدک» بر عهد الهی و لزوم وفای به آن دلالت می کند.عهد ، پیمانی الهی است که در حوزه دین از طریق «بیعت» با ولیّ وقت الهی و خلیفه و نماینده خدایی بسته می شود.در مبحث: «بیعت ولوی و ذکر قلبی(1)» به این مطلب تصریح و ثابت کردیم که از همان صدر تاریخ اسلام ، «بیعت» بر دو نوع است:«بیعت اسلامی» و «بیعت ایمانی».بیعت اسلامی با بر زبان راندن شهادتین و پذیرش قوانین شریعت انجام می شده است اما بیعت ایمانی پس از بیعت اسلامی و با مستعدّان سلوک الی الله و از طریق تلقین «ذکر قلبی» انجام می شده است.چون در این نوع از بیعت ، جان بیعت کننده به جان بیعت گیرنده که ولیّ وقت الهی است پیوند می خورد به آن «بیعت ولوی»(با فتحه حروف واو اول و لام) نیز گفته می شود.بیعت اسلامی یک عقد لسانی و زبانی است که تازه آن هم امروزه متروک است و به آن هم عمل نمی شود.اما بیعت ایمانی یک عقد قلبی است که بر اساس عشق و محبّت به ذات اقدس الهی بسته می شود.
امروزه کسانی که خود را مسلمان می نامند بدون عقد بیعت اسلامی و به صرف متولّد شدن در یک خانواده مسلمان خود را به این نام می نامند و مسلمان می دانند.کسانی هم که خود را شیعه و اهل ولایت می نامند نیز اینچنین هستند و بدون عقد بیعت ایمانی و «بیعت ولوی» با ولیّ زنده و حاضر در جامعه یا نماینده او و بدون پیوند خوردن جانشان به جان ولیّ زنده و حاضر در جامعه و به صرف متولّد شدن در یک خانواده علاقمند به مکتب تشیّع ، خودرا شیعه واهل ولایت می نامند.در صورتی که رکن اساسی مکتب تشیّع ، «بیعت ولوی» با «ولیّ زنده و حاضر» در جامعه و پذیرش تلقین «ذکر قلبی» از قلب مبارک او است.تنها دراین صورت است که به «عهد»ی که بارها در قرآن و زبان اهل بیت(ع) از لزوم و وجوب وفای به آن سخن رانده شده است وفا شده است.
در میان گروه های درون دینی اسلام ، تنها این صوفیّه صافی مشرب هستند که عامل به این بیعت ؛ یعنی «بیعت ایمانی» و «بیعت ولوی» با ولیّ زنده و حاضر در جامعه هستند و تنها با این بیعت است که سالک پیوند خورده به جان ولیّ ، با سیر در مراتب جان ولیّ که همان مراتب جان خود او است با عبور از حجاب های ظلمانی به عالم نور و فناء و توحید وارد می شود وبا سیر در آن به حسب استعداد به نور مطلق بی سایه و بی حجاب دست می یابد و در آن فانی می شود.توحیدی که قرآن و اهل بیت(ع) از آن دم می زنند این توحید است که صوفیّه صاحبان و شارحان آن هستند.این توحید است که با وفای به عهدی که به وسیله بیعت با ولیّ وقت الهی با خدا بسته می شود به دست می آید.وگرنه پیروان «دین صوری» و رایج که اصلا عهدی با کسی نبسته اند که بخواهند به آن وفا کنند.
این همان توحیدی است که حضرت سجّاد(ع) وفا کنندگان به عهد الهی را صاحبان آن می داند و از خدای تعالی درخواست نیل به حقیقت آن را می کند: 
«توحّدنی بما تتوحّد به من وفی بعهدک»   
              ------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/حضرت سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(65) - سلوک(9) ، توبه(1)

«فررت الیک ربّ تآئبا فتب علیّ»(1)
 
«پروردگارا! در حالی که توبه کرده ام به سوی تو گریخته ام پس به سوی من باز گرد و توبه ام را بپذیر!»
 
 
در این فراز از دعا ، عبارت: «فررت الیک»به معنای «سلوک الی الله» است و«تآئبا» اشاره به منزل اول سلوک؛یعنی: «توبه» دارد.
           -----------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای51
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(64) - فقیر(2)

«دعوتک یا ربّ ... فقیرا مضطرّا الیک»(1)
 
«پروردگارا! تو را به عنوان فقیری که بیچاره درگاه تو است می خوانم.»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه: «فقیر» را که از اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف است به کار برده اند.
           -----------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای51
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(56) - فقر(4)

«بک انزلت الیوم فقری»(1)
 
«فقر و نیازمندی ام را امروز(=روز جمعه و روز عید قربان) به درگاه تو آورده ام.»
 
 
در این فراز شریف از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه: «فقر» را که از مفاهیم و اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف است به کار برده اند.
         ------------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای48
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

دین نوری و شهودی(23)

«اشرب قلبی عند ذهول العقول طاعتک»(1)
«به گاه سرگشتگی و حیرانی عقل ها قلبم را از اطاعت از خودت سیراب کن!»
همانطور که پیش از این گفته ایم ، «دین صوری» که دین رایج در جامعه است مبتنی بر تفکر عقلی و انسانی است.اما «دین نوری و شهودی» صوفیّه مبتنی بر دریافت «حقیقت» از راه «اطاعت و ذکر قلبی» است.در دین صوری ، اطاعت به تن تعلق می گیرد و در همان جا متوقّف می شود.اما در «دین نوری و شهودی» پس از آنکه اطاعت به تن و اعضا و جوارح تعلّق گرفت با حفظ اطاعت در این مرحله ، از آن عبور کرده و به «قلب» راه می یابد.در «دین صوری» فقط حقّ تن و اعضا و جوارح ادا می شود.اما در «دین نوری و شهودی» هم حقّ تن و اعضا وجوارح و هم حقّ«قلب»ادا می شود.همانگونه که امام(ع) اشاره کرده اند در بسیاری از مراحل بندگی ، عقل سرگشته و حیران می شود و راه را گم می کند و به بیراهه می رود.اما «قلب»هر گز راه را گم نمی کند وبه بیراهه نمی رود. به همین جهت ، امام(ع) سرگشتگی و حیرانی را به عقل نسبت می دهند اما به «قلب» نسبت نمی دهند.زیرا عقل ، ابزاری در دست انسان جایز الخطا است اما «قلب» ابزاری در دست خدای ممتنع الخطا.
بنابراین،ازاین کلام نورانی حضرت سجّاد(ع)صحّت و درستی مکتب تصوّف که «دین نوری و شهودی» است و سالک را از راه «قلب» به سوی خدا می برد و نادرستی «دین صوری» و رایج در جامعه که سعی دارد از راه عقل و تفکرات عقلانی و انسانی ، پیروان خود را به سوی خدا ببرد اما موفّق نمی شود روشن می شود. 
           ---------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱

فناء فی الله(17)

«شوّقنی لقآءک»(1)
 
«مرا مشتاق دیدار خودت کن.»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) از خدای تعالی شوق به لقاء و دیدار او را از او طلبیده اند.همانطور که پیش از این گفتیم این لقاء و دیدار با چشم سر نیست با چشم سرّ است.با چشم قلب و چشم دل است.نکته دیگر اینکه این دیدار و لقاء به نحو دیدار دو موجود جدا و مستقل از هم نیز نیست.زیرا در این صورت ، توهّم استقلال در وجود برای موجودی غیر از خدا پیش می آید که این نیز با توحید ناب قرآنی نمی خواند.پس تنها یک حالت باقی می ماند و آن هم ملاقات و دیدار بنده با مولای خود در حالت «فناء» است.حالتی که در آن ، بنده با از دست دادن تدریجی هستی مجازی خود فانی در افعال و صفات و اسماء و ذات الهی می شود و با چشم خود خدا به ملاقات و دیدار با خدا نایل می شود.پس حضرت(ع) در حقیقت ، شوق نیل به مقامات «فناء» را از خدای تعالی درخواست می کند و می طلبد.
         ------------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(49) - فقر(3)

«زدنی الیک فاقة و فقرا»(1)
 
«بر نیازمندی و فقر من به خودت بیفزای.»
 
 
در این فراز شریف از دعا ، حضرت(ع) واژه: «فقر» را که معادل قرآنی واژه: «درویشی» در زبان پارسی است به کار برده اند.منظور از «فقر» در کلام حضرت(ع) فقر مالی نیست. زیرا این با جهان بینی حضرت که همیشه از خدای تعالی عافیّت می طلبند نمی خواند.منظور از این «فقر» ، «فقر ذاتی»در برابرغنای ذاتی حضرت حقّ است.حضرت(ع) از خدای تعالی معرفت روز افزون نسبت به «فقر ذاتی» خود در برابر غنای ذاتی او را می طلبد.
          -----------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱

ذکر قلبی(16)

«لا تنسنی ذکرک»(1)
«ذکرت را از یاد من نبر»
در این فراز از دعا ، امام(ع) از خدای تعالی درخواست می کند تا یاد و ذکر خودش را از یاد او نبرد.این درخواست، درخواست تداوم در «ذکر قلبی» است.زیرا همانطور که پیش از این بارها گفته ایم امکان تداوم در «ذکر لسانی و زبانی» صفر است.زیرا زمان های زیادی ازعمر هرانسانی به مواردی مانند: خوردن و نوشیدن و سخن گفتن و خواندن و اندیشیدن و خفتن و ... می گذرد که در کنار آن ها نمی توان به ذکر لسانی و زبانی اشتغال داشت وناگزیر ذکرویاد خدا فراموش می شود. پس قطعا حضرت(ع) از خدای تعالی درخواست امر محال نمی کنند ومنظور مبارکشان از ذکر دراین فراز عزیز،«ذکر قلبی» است.
            --------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/حضرت سجّاد(ع)/دعای47
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱