فناء فی الله(27)

«اللهمّ صلّ علی محمّد و آله ... و استعملنی بما تسئلنی غدا عنه»(1)
 
«خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست ... و مرا در آنچه فردا از آن خواهی پرسید به کار بگیر و به عمل بدار!»
 
 
در این فراز از دعا ،حضرت سجّاد(ع) با به کار بردن عبارت: «استعملنی» به معنای: «مرا به کار بگیر و به عمل بدار» از بارگاه خدای تعالی تقاضای مقام «فناء فی الله» را کرده اند. زیرا اقتضای کارکرد الهی در وجود آدمی به جای کارکرد خود وی این است که شخص اراده ای از خود نداشته باشد و اراده خود را در اراده الهی مستهلک و فانی کرده باشد.در غیر این صورت با تداخل اراده ها در یکدیگر ، تحقق این خواهش و درخواست غیر ممکن خواهد بود.«استعملنی» یعنی تو به جای من اراده داشته باش.تو به جای من کار کن.و این همانطور که گفته آمد به مفهوم الزام آور فناء اراده سالک در اراده خدای تعالی و این نیز به مفهوم «فناء فی الله» است. 
           --------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای20
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(92) - سلوک(14)

«اللهمّ صلّ علی محمّد و آله و بلّغ بایمانی اکمل الایمان»(1)
 
«خدایا بر محمّد و خاندانش درود بفرست و ایمان مرا به کامل ترین ایمان برسان!»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) از درگاه الهی کامل ترین مرتبه ایمان را درخواست می کنند.عبارت: «اکمل الایمان» بر تعدّد مراتب ایمان دلالت می کند.و در این مراتب متعدّد ،رسیدن به کامل ترین مرتبه،نیازمند حرکت و «سلوک» است.
نکته دیگری که در این فراز از دعا موجود است ، نکته ای است که در فعل امر: «بلّغ» نهفته است.حضرت(ع) از خدای تعالی درخواست می کند تا او را به آن درجه متعالی از ایمان برساند و خود را در رسیدن به آن دخیل و موثّر نمی بیند.یعنی حضرت(ع) این راه را یک راه یک طرفه می بیند که در آن فقط با اراده و جذبه و کشش الهی می توان راه رفت.این در حالی است که در «دین صوری» و رایج در جامعه توهّم خودسازی آن هم با تدریس و تحصیل کتاب های اخلاقی و به خواست و اراده خود آدمی وجود دارد.و این نشان می دهد که مدّعیان تشیّع تا چه اندازه از آموزه های قرآن و اهل بیت(ع) دور هستند و فاصله دارند.در حالی که در مکتب تصوّف ، موافق با آموزه های قرآن و اهل بیت(ع) ، سالک خود را به سان مرده ای که در دستان غسّال خود کاملا بی اراده افتاده است ، خود را بی اراده و خواستی به دست ولیّ خدا که مظهر اسماء و صفات الهی است و اراده الهی در وجود مقدّس او ساری و جاری است می سپارد تا او - و در واقع خدای تعالی - وی را بسازد و بپرورد. 
       ---------------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای20
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(89) - سلوک(12)

«اسلک بنا من التّقی خلاف سبیله من الرّدی»(1)
«ما را از راه تقوا و پارسایی که بر خلاف راه او(=شیطان) که راه هلاکت و نابودی است راه ببر و سلوک بده!»
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) فعل امر: «اسلک» را که در اینجا در معنای خواهش به کار رفته و از خانواده «سلوک» است به کار برده اند.
            -------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای17 
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(87) - معرفت(13)

«اکتب لی امانا من سخطک و بشّرنی بذلک فی العاجل دون الاجل بشری اعرفها و عرّفنی فیه علامة اتبیّنها»(1)
«امانی در برابر خشمت برایم بنویس! و در دنیا - جدای از آخرت - بشارتی در باره آن به من بده که من آن را بشناسم و در این زمینه نشانه ای به من بشناسان که آن را به روشنی دریابم.»
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) فعل های: «اعرف» و «عرّف» را که از ریشه: «عرف» و هم خانواده با «معرفت» و دلالت کننده بر آن هستند به کار برده اند.حضرت(ع) با عبارت: «فی العاجل» بر اینکه دریافت این معرفت در زندگی دنیایی ضرورت دارد تاکید و تصریح کرده اند.به عبارت دیگر از دیدگاه حضرت(ع) کسب و دریافت «عرفان» و «معرفت» ضرورت دارد و واجب است.برخی گمان می کنند که بدون طیّ طریقت تصوّف که منجر به دریافت عرفان الهی از ذات اقدس حضرت باری تعالی می شود می توان دیندار بود و به سعادت رسید و از عذاب الهی در امان بود.اما این تاکید و تصریح حضرت(ع) نشان می دهد که اینگونه نیست و برای جلب رضایت الهی و در امان ماندن از عذاب او باید به کسب و دریافت «عرفان» و «معرفت» الهی پرداخت و این واجب است و ضرورت دارد. 
         ---------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای16
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(86) - فقر(7)

«انت مغن من شکا الیک فقره توکّلا»(1)
 
«تو کسی را که با توکّل بر تو از فقر خویش شکایت می کند بی نیاز می کنی.»
 
 
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) واژه: «فقر» را که از اصطلاحات کلیدی مکتب تصوّف است به کار برده اند.عبارت: «فقره» از نظر قواعد زبان عربی ، یک عبارت اضافی است که حضرت(ع) با اضافه کردن واژه: «فقر» به ضمیر غایب: «ه» ، فقر را به ذات آدمی نسبت داده است.یعنی نوع آدمی در برابر غنای ذاتی پروردگارعالم از«فقر ذاتی»برخوردار است.
            -------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای16
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱

دین نوری و شهودی(28) ، مفاهیم و اصطلاحات مشترک میان قرآن و اهل بیت(ع) و صوفیّه(8

«صوّر فی قلبی مثال ما ادّخرت لی من ثوابک و اعددت لخصمی من جزآئک و عقابک و اجعل ذلک سببا لقناعتی بما قضیت و ثقتی بما تخیّرت»(1)
 
«مثال و نمونه ای از پاداشت را که برایم ذخیره کرده ای و عقاب و مجازاتی را که برای دشمنم آماده کرده ای در قلبم تصویر کن! و آن را دلیلی برای قناعتم به آنچه معیّن و مقرّر کرده ای ، و اعتمادم به آنچه برگزیده ای قرار بده!»
 
 
در این فراز از دعا ،فعل امر:«صوّر»به معنای:«تصویر کن» که در اینجا چون خطاب به خدای تعالی است در معنای خواهش و التماس به کار رفته است ، بر درخواست «کشف ابصاری» که از اقسام «کشف صوری» است دلالت می کند. سالک در کشف ابصاری به شهود حقایق عالم در قالب تصاویری که خدای تعالی برای او به نمایش در می آورد می پردازد.او در این شهود نباید در مرحله شهود توقّف کند و باید دریابد که منظور از به نمایش در آمدن آن برای او چیست و با درس گرفتن از آن ، از آن عبور کند.
واژه: «مثال» به روشنی بر اصطلاح «مثال» و «عالم مثال» که از اصطلاحات مکتب تصوّف هستند دلالت می کند.«عالم مثال» ، یا همان «عالم برزخ» و«قیامت صغرا» ،حدّ فاصل میان «دنیا» و «قیامت کبرا» است.سالک با عبور اختیاری از عالم برزخ و قیامت صغرا ، دوره انتظارش به سر آمده و به فوز «فرج» و زیارت جمال دل آرای نور و باطن امام زمان(عج) به شکل تباین نایل آمده و مظهر همه انبیا و ائمّه و اقطاب و اولیا و مظهر شیخ خود شده است و دیدن او ، زیارت همه آن بزرگان و بزرگواران است.
نکته مهم دیگری که در فراز بالا موجود است نکته ای است که در دل عبارت: «اجعل ذلک سببا لقناعتی بما قضیت و ثقتی بما تخیّرت» خود نمایی می کند و آن این است که فقط کسی که در مرتبه «کشف ابصاری» و مراحل بالاتر از آن قرار دارد می تواند راضی به قضای الهی بوده و از اعتماد نسبت به خدای تعالی و توکّل بر او بهره مند باشد.این به معنای این است که پیروان و متولّیان «دین صوری» و رایج در جامعه که اعتقادی به این گونه مباحث و مسایل ندارند و این گونه مباحث را از خرافه های صوفیّه می دانند ، از دید حضرت(ع) هر گز نمی توانند اهل اعتماد و توکّل به خدای تعالی و راضی به قضای الهی باشند.
عبارت: «صوّر فی قلبی» نیز نشان می دهد که این شهود و کشف و مکاشفه در قلب آدمی روی می دهد.یعنی برای کسی روی می دهد که از راه دل و از راه درون و باطن به سوی خدا می رود.در حقیقت ، حضرت(ع) با این عبارت ، به تایید روش قلبی و درونی و باطنی در حوزه دین می پردازد که همانگونه که همه می دانیم این روش ، روش دینداری و دین ورزی صوفیّه است. 
بهره مندی از «کشف ابصاری» ودیگر اقسام«کشف صوری» و نیز بهره مندی از مراتب مختلف«کشف معنوی»ازمولّفه های تعیین کننده «دین نوری و شهودی» است که دین صوفیان و درویشان است.        
            -------------------------------------

1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای14

  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ تیر ،۱۳٩۱