اشتراک پیامبران الهی و اهل بیت(ع) و صوفیه در عمل به سنّت الهی پشمینه پوشی(1)

على علیه ‏السلام: « ولقد دخل موسى بن عمران و معه اخوه هارون على فرعون و علیهما مدارع الصوف وبایدیهما العصى فشرطا له -ان اسلم- بقاء ملکه و دوام عزه.
فقال: "الا تعجبون من هذین یشرطان لى دوام العز و بقاء الملک و هما بما ترون من حال الفقر و الذل. فهلاالقى علیهما اساورة من ذهب؟ " اعظاما للذهب و جمعه و احتقارا للصوف و لبسه.»(1)
«موسى بن عمران و برادرش هارون بر فرعون وارد شدند در حالى که جامه‏ هایى پشمین بر تن وعصایى در دست داشتند. با وى شرط کردند -که اگر تسلیم شود- حکومتش باقى بماند، و عزتش تدوام یابد.
او (به اطرافیانش) گفت: "آیا از این دو نفر شگفت زده نمى ‏شوید که با این حال فقر و خوارى‏اى که از آن‏هامى‏ بینید براى من دوام عزت و بقاى حکومت را مشروط مى ‏کنند؟ (اگر راست مى‏ گویند) پس چرادستبندهاى زرین بر دست ندارند؟"
(فرعون این را گفت) تا به طلا و زر و جمع آورى آن اهمیت داده و پشم و پشمینه پوشى را خوار وپست شمرده باشد.»
پشمینه پوشی صوفیه از جمله مواردی است که مخالفان تصوف از گذشته تا کنون مشغول شبهه افکنی در آن بوده و هستند و آن را یکی از بدعت های صوفیه قلمداد می کنند.اینک ما با نقل مسلسل وار تعدادی از روایات صحیحی که در این زمینه از اهل بیت(ع) به دست ما رسیده است ثابت می کنیم که پشمینه پوشی نه تنها بدعت صوفیه نیست بلکه سنّت همیشگی همه پیامبران الهی و حضرات اهل بیت(ع) بوده و صوفیه با شاگردی صادقانه در مکتب آنان این سنّت الهی را هم از ایشان فرا گرفته اند.بنابراین می توان از سنّت پشمینه پوشی به عنوان یکی از حلقه های مهم پیوند و اتّصال صوفیّه به اهل بیت(ع) یاد کرد.در متنی که از حضرت علی(ع) نقل کردیم حضرت به نقل پشمینه پوشی یکی از پیامبران اولوا العزم الهی یعنی موسی(ع) و برادرش هارون پرداخته و این سنّت را تایید می کند.با نقل روایات مربوط به پشمینه پوشی پیامبران الهی و اهل بیت(ع) و اثبات بدعت نبودن آن ، مشخص می شود که مخالفان صوفیّه تا چه میزانی از انصاف و تفکر صحیح دینی دور هستند و برای ضربه زدن به مکتب الهی تصوف از هیچ دروغ و تهمتی چشم پوشی نمی کنند.
چند نکته در این فرمایش علوى برجسته مى ‏نماید:
الف. حضرت براى بیان پشمینه پوشى یکى از انبیاى اولوالعزم الهى، و خلیفه و جانشینش (گرچه این جانشینى تحقق نیافت) از واژه «مدارع» با ریشه لغوى «درع» استفاده کرده ‏اند. «درع» هم به معناى «زیرپوش» استعمال شده است، و هم به معناى «زره و لباس رزم» که قابل تأمل است. زیرا آن گونه که ازروایات استفاده مى ‏شود، رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم و ائمه اطهار علیهم‏ السلام -به جز مواردى- جامه‏ هاى پشمین را درزیر لباس‏ هاى خویش بر تن مى ‏کرده ‏اند و قصد شان از این کار ریاضت کشیدن و «جهاد با نفس» بوده است. در حقیقت، جامه ‏هاى پشمین «زره‏ ها» و «لباس ‏هاى رزم» ایشان در میدان جهاد با نفس بوده است.
ب. حضرت در عبادت آخر از فرمایش خویش خوار و پست شمردن«جامه پشمین» و «سنت پشمینه پوشى» را از اخلاق فراعنه معرفى مى‏ نمایند. فرعون اعظم و درونى هرانسانى نفس او است که آن فراعنه نامى هم اسیر همین فرعون بوده‏ اند. پس ، از نظر حضرت على علیه‏ السلام ایراداتى که به این سنت الهى وارد مى ‏شود، ایراداتى نفسانى بوده و منشأ عقلانى ندارند. در حقیقت فرمایش حضرت ناظر بر این نکته عمیق است که پست شمارندگان پشمینه پوشى و شبهه افکنان که خودتحمل ریاضت‏ هاى شاق از جمله پوشیدن لباس ‏هاى زبر و آزار دهنده را نداشته و ندارند در یک فرا فکنى آشکار دست به توجیه اسارت خویش در دستان پر قدرت نفس اماره زده و از بنیان با پشمینه پوشى مخالفت کرده و آن را غیر شرعى معرفى مى‏ کنند.
ج. حضرت با بیان عبارت: «اعظاما للذهب و جمعه و احتقارا للصوف و لبسه.» سنت پشمینه پوشى را تأیید، و تأکید مى ‏فرمایند که این سنت در تقابل کامل با دنیاگرایى و پول پرستى قرار دارد و راهى براى مبارزه با آن است، و اسیران دنیا این سنت الهى را به باد تمسخر گرفته وپشمینه پوشان راخوار و حقیر مى‏ شمارند.
                            ----------------------------------------
1.نهج البلاغه/خطبه192
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳٩۱