فناء فی الله(20)

«اللهمّ انّک ایّدت دینک فی کلّ اوان بامام ... و افترضت طاعته و حذّرت معصیته و امرت بامتثال اوامره و الانتهآء عند نهیه و الّا یتقدّمه متقدّم و لا یتأخّر عنه متأخّر فهو عصمة الاّئذین و کهف المومنین و عروة المتمسّکین و بهآء العالمین»(1)
 
«خدایا تو در هر زمانی دینت را به امامی تایید کرده ای ... و طاعتش را واجب کرده و از معصیتش بر حذر داشته ای.به فرمانبری از اوامرش وخودداری به هنگام نهیش و اینکه هیچ پیشی گیرنده ای بر او پیشی نگیرد و هیچ عقب مانده ای از او عقب نماند فرمان داده ای.پس او پناه پناهجویان و غار مومنان و ریسمان مخلصان و ارادتمندان و روشنایی جهانیان است.»
 
 
در این فراز از دعا ،حضرت(ع) صفاتی را برای شخص «امام» بر می شمارد که فقط می تواند با در نظر گرفته شدن مقام «فناء فی الله» برای او توجیه شود.زیرا کسی که اطاعت از او اطاعت از خدا و نافرمانی از او نافرمانی از خدا محسوب شود و خدای تعالی به فرمانبرداری محض از او و خودداری محض از نهی کرده های او فرمان داده باشد جز با برقراری یک رابطه ویژه با خدا که در آن زبان او زبان خدا و چشم او چشم خدا و گوش او گوش خدا و اعضا و جوارح او اعضا و جوارح خدا و قلب او قلب خدا و عقل و فکر و اراده او عقل و فکر و اراده خدا شده باشد نمی تواند به چنین جایگاهی دست یافته باشد و این ها که بر شمردیم فقط و فقط ویژگی های یک سالک واصل و یک «فانی مطلق فی ذات الله» است که به مقام «بقاء» بعد از «فناء» و مقام «بقاء بالله» دست یافته است.اینکه حضرت(ع) برای امتثال اوامر او از واژه: «طاعت» و برای نافرمانی از او از واژه: «معصیت» استفاده کرده اند نیز موید کلام ما است.زیرا این ها واژه هایی هستند که در حوزه دین تنها برای ذات اقدس الهی به کار می روند و به کار رفتنشان برای دیگری حاکی از نوعی یگانگی میان او و خدا است به نحوی که دیدن یکی دیدن دیگری باشد و این تنها با مقام عالی و راقی «فناء فی الله» قابل توجیه است که یکی از عالی ترین آموزه های مکتب تصوّف است.
              ---------------------------------

1.صحیفه سجّادیّه/حضرت سجّاد(ع)/دعای47

  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱