فناء فی الله(16) ، وحدت وجود(8)

«و انّی و ان لم اقدّم ما قدّموه من الصّالحات فقد قدّمت توحیدک و نفی الاضداد و الانداد و الاشباه عنک»(1)
«ومن گرچه اعمال صالح وشایسته ای را که آنان(=بندگان عابد خدا) پیشکش کرده اند پیشکش نکرده ام اما توحید تو و نفی ضدها و شریکان و شبیهان را از تو ، پیشکش کرده ام.»
در این فراز از دعا ، حضرت سجّاد(ع) دو دیدگاه دینی را در حوزه دین مطرح کرده اند:
1.دیدگاهی که بر توحید اجمالی که خدایکی است و دو تا نیست استوار است.در این دیدگاه ، راه نجات عبارت است از رعایت قواعد شرعی و انجام انبوه و به اصطلاح بسیار رسا ؛ کیلویی اعمال صالح مانندنمازهاو روزه های واجب ومستحبّی ، بسیار رفتن به حج های تمتّع و عمره و ....
2.دیدگاهی که توحید اجمالی را توحید عددی و نظری و عین شرک می داند.در این دیدگاه ، اصالت با انجام انبوه اعمال صالح نیست.اصالت با سلوک الی الله و درک مراتب و مقامات فناء فی الله ، و درک عملی و وجدانی و درونی و قلبی توحید است.اصالت با شهود توحید الهی در تمام اجزای عالم هستی است.
در متن بالا که فرازی از دعای امام سجّاد است ، حضرت(ع) با طرح اجمالی این دو دیدگاه ، حساب خود را از حساب گروه اول جدا می کند.می فرماید گروه اول اهل انجام انبوه اعمال عبادی هستند اما من جزء این گروه نیستم.من اهل توحید هستم و توحیدم را به درگاهت پیشکش آورده ام.با در نظر گرفتن اینکه گروه اول هم به اصطلاح رایج ، اهل توحید هستند و به طور اجمالی پذیرفته اند که خدا یکی است به این نتیجه منطقی می رسیم که توحیدی که امام(ع) مطرح می کنند چیزی جدای توحیدی است که در میان عموم متدیّنان مطرح است.این چه توحیدی است؟حضرت خودپاسخ روشنی به این پرسش داده اند:
«فقد قدّمت توحیدک و نفی الاضداد و الانداد و الاشباه عنک»
همانطورکه می بینیم توحیدحضرت(ع)توحیدعددی رایج نیست. توحیدی شهودی است که حضرت(ع) به مدد آن ضدّی و شریکی و شبیهی برای خدای تعالی در عالم نمی بیند.چرا بیان حضرت را به توحید شهودی تفسیر کردیم؟دلیلش روشن است. زیرا در مرحله نظر ، گروه اول نیز ساحت الهی را از وجود هر گونه ضدّی و شریکی و شبیهی منزّه می دانند.اما با این وجود باز حضرت(ع) حساب خود را در مسئله توحید از آنان جدا می داند و می فرماید توحید من توحید نفی اضداد و انداد و اشباه از ساحت قدسی حضرت ربّ العالمین است.اگر توحید مورد نظر حضرت(ع) هم مانند آنان توحید اجمالی و عددی بود و حضرت مانند آنان فقط در مرحله نظری به نفی اضداد و انداد و اشباه از ساحت قدسی خدای تعالی می پرداختند دیگر فرقی با آنان نداشتند که بتوانند حساب خود را از حساب آنان جدا کنند.پس توحید مورد نظر حضرت(ع) توحید شهودی است نه توحید نظری و عددی رایج.سالک مسالک این توحید با درک وجدانی مراتب «فناء فی الله» و با شهود نور الهی که در تمام عالم ساری و جاری است و با شهود اسماء الهیّه که ارکان موجودات و اشیا عوالم هستی قائم به آن ها هستند ، و با شهود وحدتی که در پس پرده کثرات در عالم هستی و وجود برقرار است و با شهود «وحدت در وجود» و شهود «وحدت وجود» موحّد است.سالک مسالک این توحید ، با درک «فناء ذاتی» و با از دست دادن هستی مجازی خود ، دیگر حتّا خود را هم نمی بیند چه رسد به موجودی دیگر در عرض وجود الهی.
عبارت: «نفی الاضداد و الانداد و الاشباه عنک» بر شهود «وحدت در وجود» و «وحدت وجود» دلالت دارد.یعنی حضرت(ع) با شهود «وحدت در وجود» و «وحدت وجود» دیگر موجودی را با صفت استقلال در وجود مشاهده نمی کرده اند تا ضدّی بر علیه شاه وجود و شریک و شبیهی برای او به حساب آید.
خداوند شهود این مراتب را روزی ما بگرداند انشاء الله تعالی.
یا علی!    
         -------------------------------------------
1.صحیفه سجّادیّه/امام سجّاد(ع)/دعای47 
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ،۱۳٩۱