ذکر قلبی(14)

«رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصّلوة»(1)
«مردانی که هیچ تجارتی و خرید وفروختی آن هارا ازذکر الهی و برپایی نماز باز نمی دارد.»
 نماز از مصادیق ذکر لسانی و زبانی و بلکه مهم ترین مصداق آن است.به همین جهت ، جدا آوردن عبارت های : «ذکر الله» و «اقام الصّلوة» نشان می دهد که منظور از این «ذکر الله» ذکر لسانی و زبانی نیست بلکه «ذکر قلبی» است.
عبارت : «لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله» هم بر قلبی بودن این ذکر تاکید دارد.زیرا همانطور که پیش از این گفتیم ذاکر بودن به ذکر لسانی و زبانی اصلا و به هیچ عنوان با تجارت وخرید وفروخت سازگاری ندارد.چون به هنگام تجارت و خرید وفروخت زبان در کار ذکرشیرین دنیا است ونمی تواند به کار ذکر زبانی بپردازد.پس تنها ذکری که می توان با آن به تجارت و خرید و فروخت پرداخت بدون آنکه این تجارت و خرید و فروخت مزاحمتی برای پرداختن به آن داشته باشد «ذکر قلبی» است.
مقدّم آوردن «ذکر الله» بر «اقام الصّلوة» نشان می دهد که این ذکر که «ذکر قلبی» است ارزش بیشتری نسبت به بر پایی نماز که از مصادیق «ذکر لسانی و زبانی» است دارد.دلیل آن را هم پیش از این گفته ایم که «ذکر لسانی و زبانی» و نماز که مهم ترین مصداق آن است در موقعیّت های زیادی مانند : خوردن و نوشیدن و خفتن و سخن گفتن و .... عملی نیست.اما در برابر،«ذکر قلبی» همیشه و در همه حال عملی است و هیچ چیزی نمی تواند مانع آن شود.
        -------------------------------------------
1.نور/37
  
نویسنده : علیرضا عرب ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ تیر ،۱۳٩۱